روی خط خبر

منبع: binam2145
امتیاز: 5 5

ارباب زمستان! از وبلاگ Tab 46 Daraje binam2145

ارباب زمستان!

زمستان پوستین افزود بر تن کدخدایان راولیکن پوست خواهد کند ما یک لا قبایان را

ره ماتم سرای ما ندانم از که می پرسدزمستانی که نشناسد در دولت سرایان رابه دوش از برف بالاپوش خز ارباب می آیدکه لرزاند تن عریان بی برگ و نوایان رابه کاخ ظلم باران هم که آید سر فرود آردولیکن خانه بر سر کوفتن داند گدایان راطبیب بی مروت کی به بالین فقیر آیدکه کس در بند درمان نیست درد بی دوایان رابه تلخی جان سپردن در صفای اشک خود بهترکه حاجت بردن ای آزاده مرد این بی صفایان رابه هر کس مشکلی بردیم و از کس مشکلی نگشودکجا بستند یا رب دست آن مشکل گشایان رانقاب آشنا بستند کز بیگانگان رستیمچو بازی ختم شد بیگانه دیدیم آشنایان رابه هر فرمان آتش عالمی در خاک و خون غلطیدخدا ویران گذارد کاخ این فرمانروایان رابه کام محتکر روزی مردم دیدم وگفتمکه روزی سفره خواهدشد شکم این اژدهایان رابه عزت چون نبخشیدی به ذلت می ستانندتچرا عاقل نیندیشد هم از آغاز پایان راحریفی با تمسخر گفت زاری شهریارا بسکه میگیرند در شهر و دیار ما گدایان را

در صورتیکه پست با عنوان ارباب زمستان! دارای محتوای نامناسب میباشد بر روی گزینه درخواست حذف مطلب کلیک نمائید تا از دسترس خارج گردد.