روی خط خبر

 درخواست حذف مطلب

منبع: banu69
امتیاز: 5 5

شوق و درد :: بانو از وبلاگ بانو banu69

شوق و درد :: بانو

هروقت خواستم گریه کنم گفت نه!گفت گریه وسط راه خیلی مسخره و تحقیر آمیز است.گفت اشک هایت راباید نگه داری برای وقتی به مقصد رسیدی.آن موقع گریه می چسبد.آن موقع می توانی دردهایت را پشت اشک شوق پنهان کنی.به حرفش گوش کردم.وقتی از سدگواهینامه گذشتم اشک ریختم.وقتی کنکور قبول شدم.وقتی مدرکم را از دانشگاه گرفتم و همزمان به رفتن پسرک نگاه کردم و درتنهایی غرق شدم.وقتی ارشد قبول شدم اشک ریختم همه این اشک ها پایان کار بود.اما حالا الان دلم گریه می خواهد.چون این جاده یکنواخت و کسالت بار انگار انتها ندارد.انگار تا آخر همیجور است.اصلا انگار این آخرش است و وقت آن رسیده مثل همیشه به پشت سرنگاه کنم و از تمام شدن درد و ازاندوه هایی که داشته ام اشک بریزم....


هروقت خواستم گریه کنم گفت نه!گفت گریه وسط راه خیلی مسخره و تحقیر آمیز است.گفت اشک هایت راباید نگه داری برای وقتی به مقصد رسیدی.آن موقع گریه می چسبد.آن موقع می توانی دردهایت را پشت اشک شوق پنهان کنی.به حرفش گوش کردم.وقتی از سدگواهینامه گذشتم اشک ریختم.وقتی کنکور قبول شدم.وقتی مدرکم را از دانشگاه گرفتم و همزمان به رفتن پسرک نگاه کردم و درتنهایی غرق شدم.وقتی ارشد قبول شدم اشک ریختم همه این اشک ها پایان کار بود.اما حالا الان دلم گریه می خواهد.چون این جاده یکنواخت و کسالت بار انگار انتها ندارد.انگار تا آخر همیجور است.اصلا انگار این آخرش است و وقت آن رسیده مثل همیشه به پشت سرنگاه کنم و از تمام شدن درد و ازاندوه هایی که داشته ام اشک بریزم....

در صورتیکه پست با عنوان شوق و درد :: بانو دارای محتوای نامناسب میباشد بر روی گزینه درخواست حذف مطلب کلیک نمائید تا از دسترس خارج گردد.