روی خط خبر

 درخواست حذف مطلب

منبع: babaee01
امتیاز: 5 5

رژه خاطره ها از وبلاگ تنهایی babaee01

رژه خاطره ها

گفته بودم بی تو میمیرم ولی اینبار نه... گفته بودی عاشقم هستی ولی انگار نه... هرچه گویی دوستتدارم بجز تکرار نیست.... شده تا حالا یه اهنگ یا یه کلمه به گوشتون بخوره و یه خاطره تو ذهنتون رژه بره؟ ساعت 3 نصف شب بود..خونه تنها بودم..یجا یه درگیری رخ داد بین دوتا از دوستای"مجازیم"ندیده بودمشون و هیچ درکی از وجودشون نداشتم ولی یه حس خوبی بهم میدادن تو اون برحه از زندگیم..خلاصه سوار ماشینم شدم رفتم سمت محل کارم(بماند که چنباری اینکارو کردم)وقتی رسیدم درگیری تموم شده بود و بی اعتنا به التماسام واسه خاتمه دعوا هرچی دلشون خاست باره هم کردن...الانکه فکرشو میکنم میگم چقد احساس داشتم اونروزا و اونشب...شاید باورت نشه ولی اونشب....بگزریم این اهنگو اون شب تو ماشین میگوشیدم تو اون لحظه و چقدم جور بود با اون تایم از زندگیم...انگار پلنشو یکی از قبل ریخته بود...مثل یه سناریو...مثل یه داستان جذاب...داستانی که همیشه برات جذابه فارغ از همه مجهولیاتش.... امیدوارم خاطره های قشنگ قشنگ تو مغزتون رژه بره و مثل من چشاتونو ببندید و یه لبخند قشنگ رو لباتون نقش ببنده....حتی اگه اون لبخند باعث بشه خیلی از چیزای گنگ اون خاطره براتون زنده بشه...

در صورتیکه پست با عنوان رژه خاطره ها دارای محتوای نامناسب میباشد بر روی گزینه درخواست حذف مطلب کلیک نمائید تا از دسترس خارج گردد.