روی خط خبر

  • anoosha96
  • سروشی به نام به عشق ساقی کوثر

منبع: anoosha96
امتیاز: 5 5

سروشی به نام به عشق ساقی کوثر از وبلاگ انجمن نویسندگان و شاعران ایران (انوشا) anoosha96

سروشی به نام به عشق ساقی کوثر

و عشق با وزشِ نام او تولّد یافت چو مهر مست که از جام او تولّد یافتو آسمان به زمین آمد و دلارا شد                     و نور و نور و سپس نور،   جلوه آرا شدفرا شَکیب رُخی، چشم های مِی نَفَسی   حلال گشتنِ   می،   التزامِ فتوا    شدچو نیست غیرِ علی همنشینِ حُسنِ نبی            به امرِ ایزدیِ دوست، دوست،   مولا شدو دل هنوز به یک جرعه نامِ دوست، خمار           کنار  جام  دگر،   باز  هم    هویدا شددلی تمامِ خودش را به پای ساغر ریخت            وپیشِ گمشده ی خویش،   باز پیدا شدو واژه ای ز بلندای جلوه، نازل شد                    ودر تمامیِ    هستی، علی، معما شدعجیب نیست اگر نیست کار، دستِ شکیب         به هر دلی که    نظر کرد  ،   ناشکیبا شدچقدر شیوه ی نازش قشنگ و شیوا بود!            کهچشم عاشق  شیدا،  دوباره شیدا شدگرفته بود دلم؛     هیچ  مِی نمی نوشید            بهعشق  ساقی  کوثر،    ولی    طربزا  شدو مثل عاطفه، بر چشم عشق، بوسه زدم           ازآن زمان       لبِ شعرم "عسل مصفّا" شدمرا نِشَسته نبین در سکوتِ ژرفِ نگاه  سپاهِ   دورِ   دو چشمش  ببین  چه غوغا شدز سر، گذشت دگر آب و، آب، آتش گشت           و  سرگذشتِ    دلم   دستِ  چشمِ زیبا شدعلی ست مثل علی؛ نه خداست؛ نه بشر است       علی ست مثل محمد؛    ز دیگران، دگر استعلی ست هستیِ مستی. علی ست مستیِ ناب     و دل همیشه به عشقش ز عشق، عشق تر است 

و عشق با وزشِ نام او تولّد یافت چو مهر مست که از جام او تولّد یافتو آسمان به زمین آمد و دلارا شد و نور و نور و سپس نور، جلوه آرا شدفرا شَکیب رُخی، چشم های مِی نَفَسی حلال گشتنِ می، التزامِ فتوا شدچو نیست غیرِ علی همنشینِ حُسنِ نبی به امرِ ایزدیِ دوست، دوست، مولا شدو دل هنوز به یک جرعه نامِ دوست، خمار کنار جام دگر، باز هم هویدا شددلی تمامِ خودش را به پای ساغر ریخت وپیشِ گمشده ی خویش، باز پیدا شدو واژه ای ز بلندای جلوه، نازل شد ودر تمامیِ هستی، علی، معما شدعجیب نیست اگر نیست کار، دستِ شکیب به هر دلی که نظر کرد ، ناشکیبا شدچقدر شیوه ی نازش قشنگ و شیوا بود! کهچشم عاشق شیدا، دوباره شیدا شدگرفته بود دلم؛ هیچ مِی نمی نوشید بهعشق ساقی کوثر، ولی طربزا شدو مثل عاطفه، بر چشم عشق، بوسه زدم ازآن زمان لبِ شعرم "عسل مصفّا" شدمرا نِشَسته نبین در سکوتِ ژرفِ نگاه سپاهِ دورِ دو چشمش ببین چه غوغا شدز سر، گذشت دگر آب و، آب، آتش گشت و سرگذشتِ دلم دستِ چشمِ زیبا شدعلی ست مثل علی؛ نه خداست؛ نه بشر است علی ست مثل محمد؛ ز دیگران، دگر استعلی ست هستیِ مستی. علی ست مستیِ ناب و دل همیشه به عشقش ز عشق، عشق تر استموضوعات مرتبط: حماسی ، سه گلشن ، سروش ، مذهبیبرچسب ها: سه گلشن , سروش و سه گلشن , قالبهای شعری , شعرآیینی , ساقی کوثرعلی

در صورتیکه پست با عنوان سروشی به نام به عشق ساقی کوثر دارای محتوای نامناسب میباشد بر روی گزینه درخواست حذف مطلب کلیک نمائید تا از دسترس خارج گردد.